حواستان به خرچنگ ها باشد

کسب و کار اینترنتی یک مسیر بسیار جذاب و در عین حال نیازمند صبر و شکیبایی می باشد، می توان گفت کسانی که در این راه قدم بر میدارند کارآفرین هستند، کسانی که می خواهند به فردی متفاوت و موفق تبدیل شوند، همچنین می خواهند هدایت کشتی زندگی خود را در این دریای طوفانی به دست گیرند.

 

بنابراین شما نیاز دارید با برخی از موضوعات آشنا شوید، موضوعاتی مانند کارآفرینی و مدیریت، شما باید مانند یک کارآفرین روحیه خوبی داشته باشید و حتی مانند یک مدیر برای کسب و کار خودتان برنامه ریزی کنید و آن را مدیریت نمایید، به همین دلیل تصمیم گرفتم گاهی درباره این موضوعات مطالبی در وب سایت قرار دهیم

 

این مقاله بخشی از کتاب دیوانگان ثروت ساز به نویسندگی دارن هاردی می باشد و پیشنهاد می کنم به عنوان یک کارآفرین حتما این کتاب را بخوانید، یکی از دلایلی هم که این بخش از کتاب را در نظر گرفتم این می باشد که اصولا ما تحت تاثیر عوامل بیرونی مانند دوستان و آشنایان قرار می گیریم و گاها همین عوامل ما را دلسرد می کنند.

 

حواستان به خرچنگ ها باشد !

یک روز، یکی در مورد یک جور خرچنگ با من صحبت کرد که به خاطر چابکی و هوش کافی از هر تله خرچنگی فرار می کند و نمی شود شکارش کرد. با این حال هر روز هزاران نفر هستند که به لطف ویژگی بشری خاصی که دارند، این خرچنگ ها را می گیرند.

 

تله به خودی خود چیز ساده ای است : یک قفس که از سیم ساخته شده و سوراخی در بالای اش است، طعمه در قفس گذاشته می شود و قفس را هم می اندازند داخل آب. خرچنگ وارد قفس می شود و شروع می کند به خوردن طعمه. دومین خرچنگ، خرچنگ اول را می بیند و همراه اش می شود، بعد، نوبت خرچنگ سوم است، برای لحظاتی انگار عید خرچنگ هاست، ولی در نهایت طعمه تمام می شود.

 

در این مرحله خرچنگ ها می توانند خیلی راحت از قفس بروند بالا و از سوراخ خارج شوند. ولی این کار را نمی کنند و در قفس می مانند و مدت طولانی بعد از تمام شدن طعمه باز هم خرچنگ ها وارد این قفس می شوند (جمعیت داخل قفس، جذب شان می کند…. آشناست، نه؟)

 

هیچ خرچنگی آنجا را ترک نمی کند. چرا؟ چون اگر یک خرچنگ متوجه شود که چیزی آنجا نیست و بخواهد قفس را ترک کند، خرچنگ های دیگر هر کاری می کنند که مانعش شوند. بارها و بارها از روی دیواره های قفس می کشندش پایین. اگر مقاومت کند، خرچنگ های دیگر چنگال هایش را می شکنند تا نگذارند برود بالا. اگر باز هم مقاومت کند، می شکندش.

 

خرچنگ ها، تحت تاثیر قدرت گله ای در قفس می مانند، ماهی گیر، فقط یک تکه طعمه می خواهد. بقیه کار، خیلی راحت است و بعد، قفس، بالا می آید و در ادامه، برگزاری مراسم شام در اسکله.

 

ارتباط خرچنگ ها با عوامل اطراف

خیلی از انسان ها، مثل خرچنگ ها، همرنگ جماعت اند، این ذهنیت گله ای از طرف آموزش و پرورش، فرهنگ شرکتی، رسانه ها و جامعه به خوردمان رفته است. تشویق مان می کنند شرایط فعلی را دنبال کنیم. این موضوع برای بیشتر مردم یعنی کارمند شدن و این دقیقا همان کاری است که ۹۰ درصد مردم دنیا می کنند. وقتی تصمیم می گیرید از آن نود درصد فاصله بگیرید و وارد قطار وحشت کارآفرینی شوید، مثل خرچنگ تنهایی هستید که می خواهد تله را ترک کند.

 

ولی تصمیم می گیرید کارآفرین شوید (متفاوت شوید) و از آن گروه ۹۰ درصدی بیایید بیرون، اتفاق عجیبی می افتد، دوستان، خانواده و همکاران تان، عوض تشویق کردن و حمایت از شما، مثل خرچنگ ها رفتار می کنند و زور می زنند شما را برگردانند به تله.

 

خرچنگ های انسانی معمولا از قدرت فیزیکی استفاده نمی کنند و دستان تان را از ته نمی کنند ! نیازی ندارند از این کارها بکنند. روش های موثر و زیادی در دست (یا در زبان) دارند. کنایه، شک، تمسخر، بی اعتنایی، طعنه، اهانت، ریش خند، تحقیر، متلک، دست انداختن و کلی روش دیگر. روش هایی موذیانه که خرچنگ های اطراف تان استفاده می کنند تا چنگال های تان را از جا بکنند و رویاهای تان را بکشند.

 

ولی چرا این کار را می کنند ؟ خیلی ها شان دوست تان دارند. پس چرا باید از نظر احساسی آزارتان دهند و امیدها، رویاها و آرزوی تان را برای رسیدن به سطوح بالاتر از بین ببرند ؟

 

وقتی از شرایط فعلی خارج شوید، تبدیل می شوید به آینه غول پیکری که بزدلی شان را به رخ شان می کشید و نشان می دهید که در آن شرایط مانده اند.

 

 

دو عامل کلیدی که آزارتان می دهند.

شما باعث می شوید بد به نظر برسند !

وقتی از شرایط فعلی بیرون بیایید، به آینه دقی تبدیل می شوید که بازتابی است از واقعیت زندگی شان. می دانند باید همان کاری را بکنند که شما می کنید، ولی می ترسند و انتخاب شما بزدلی شان را تابلو می کند. برای شان راحت تر است عوض این که به شما ملحق شوند، مسخره تان کنند یا زور بزنند کاری را که می کنید، احمقانه، پرخطر و محتمل به شکست نشان دهند تا تسلیم شوید، برگردید به گروه و آن آینه را بشکنید.

 

به اندازه شما شجاع نیستند.

نمی توانند امنیت شرکتی، یعنی پرداختی کارمندی و مزایای ضعیف اش را رها کنند. کاری که انجام می دهید مناسب الگوی ذهنی شان نسبت به دنیا نیست و آن قدر شجاعت ندارند که از الگوی شما تقلید کنند. مسخره کردن تان از دنبال کردن تان راحت تر است.

 

می توانم به شما بگویم چرا خرچنگ های شما چنین کاری می کنند، ولی با این حال گرفتار شدن در چنگ رفتارهای خرچنگ وارشان راحت است. وقتی دوستان و خانواده، کسب و کارتان را رد کنند، شاید بیش تر از رد شدن در کار آسیب ببینید، شاید در کار، از یک مشتری، رقیب، حتی از رییس یا همکار جواب منفی بشنوید یا آن ها انتقاد و سوال کنند، ولی این موضوع، زیاد آزارتان ندهد. آن جا خودتان مطرح نیستید، کارتان مطرح است.

 

ولی وقتی دوستان و خانواده ریسک کسب و کارتان را رد کنند، مساله ای خیلی شخصی تر پیش می آید، دردناک است. نه شنیدن به کارتان در اداره یک چیز است، نه شنیدن به علاقه، دیدگاه، کسب و کاری که دوست دارید، چیز دیگر. دومی انگار، رد کردن خودتان است.

 

با این حال چیزی که خیلی زود می فهمید این است که اصلا بحث شما نیست. در واقع دارند به خودشان جواب منفی می دهند. صدای درونی شان را رد می کنند، همان صدایی که ازشان می خواهد کار بیش تری بکنند که آنها را از وضعیت فعلی بیاورد بیرون. شجاع باشند. ریسک پذیر باشند، درست مثل شما. از شما ناراحت نیستند. از خودشان شاکی اند.

 

مردم به خاطر شجاعت تان آزارتان نمی دهند.

خودشان را به خاطر بزدلی سرزنش می کنند.

 

کلام آخر

پیشنهاد می کنم از همین امروز با انرژی متفاوتی به کسب و کارتان و به هدفتان بپردازید به جای آنکه گوشتان به حرف های منفی خرچنگ های اطراف تان باشد. همچنین پیشنهاد می کنم کتاب دیوانگان ثروت ساز به نویسندگی دارن هاردی از انتشارات شریف را تهیه کنید و بخوانید.