زندگی در دنیا به ۱۰۰ سال، شاید هم ۲۰۰ سال پیش بازگشته است!

در ۲۰۰ سال پیش اگر شما می خواستید درآمدی داشته باشید و خانواده ای برای خودتان تشکیل بدهید (به قول معروف روی پای خودتون بایستید) باید نیازی را در جامعه رفع میکردید تا مردم حاضر باشند پول خودشان را با آنچه شما عرضه میکردید معاوضه کنند، اگر شما فردی بودید که در آن زمان ها زندگی میکردید باید صاحب تخصصی میبودید تا بتوانید امرار معاش کنید.

 

تخصص چیست ؟

۲۰۰ سال پیش شما دو انتخاب داشتید تا به یک متخصص تبدیل شوید که ابتدا باید پرسید متخصص کیست ، در انتخاب اول باید پیشه پدری را دنبال میکردید یعنی اگر پدر آهنگر بود شما هم آهنگر میشدید، اگر پدر طبیب بود شما هم طبیب میشدید و اگر پدر تاجر بود شما هم تاجر میشدید و …

 

در ایران نیز به متخصص نیاز داریم نه به مدرک تحصیلی بدون پشتوانه، یعنی به افرادی نیاز داریم که بتوانند به صورت مشخص مشکلی از افراد جامعه را حل کنند، زیرا جامعه به سمتی حرکت میکند که نیازهای مشتریان تخصصی شده است و فقط افراد متخصص می توانند این نیازها را رفع کنند.

 

بنابراین تخصص مجموعه ابزارهایی است که متخصص از آن استفاده می کند تا بتواند مشکل یا نیازی را رفع کند، اگر بخواهم کمی واضح تر بگویم باید گفت : تخصص یک جعبه ابزار بزرگ است در اختیار متخصص

 

متخصص کیست ؟

در جامعه ما همه در هر زمینه ای نیمچه تخصصی دارند و اگر امروز تلویزیون خودشان مشکل داشته باشد ابتدا آن را باز می کنند و چند قطعه اضافی در آن پیدا می کنند، البته گاهی اوقات به صورت اتفاقی تلویزیون درست میشود ولی در اکثر مواقع باید یک تلویزیون جدید بخرند. اما یک متخصص حرفه ای به صورت مشخص در یک حوزه خاص مهارت دارد و هرگز مانند متخصص خانگی داستان ما عمل نمی کند.

 

متخصص یک نیاز مشخص را به خوبی میشناسد و برای رفع آن نیاز یا مشکل مشخص، جعبه ابزار مناسبی در اختیار دارد و هر زمان که ابزار مناسب را نداشته باشد میتواند ابزار مناسب خودش را خلق کند.

 

بنابراین متخصص کیست : به صورت مشخص متخصص فردی است که در حوزه خاصی به مهارت کافی رسیده است و می تواند شرایط مشتری خودش را آنالیز کند و برای رسیدن به هدف یا رفع مشکل راه کار مشخصی ارائه دهد و حتی سبک شخصی خودش را برای رفع نیاز خلق کند.

 

آیا باید عاشق تخصص خودمان باشیم ؟

من با این موضوع که بسیاری میگویند باید ابتدا عاشق تخصص خودمان باشیم کاملا مخالف هستم و باید بگویم بزرگترین آفت برای فردی است که می خواهد تخصصی را انتخاب کند یا وارد حوزه خاصی شود، زیرا هیچ کس نمی تواند بگوید که من واقعا عاشق فلان تخصص، فلان کسب و کار یا فلان ساز موسیقی هستم

 

تا زمانیکه شما وارد آب نشوید شنا کردن یاد نخواهید گرفت، اینکه بخواهید بفهمید واقعا عاشق کاری هستید یا نه باید آن را تجربه کنید و اکثر مواقع اگر بتوانید یک تخصص را به صورت حرفه ای از یک متخصص واقعی یاد بگیرید عاشق آن کار خواهید شد و به نظر من همیشه عشق به کار با شروع کردن آن آغاز خواهد شد.

 

زمانیکه مانند یک برنامه نویس برنامه ای را مینویسید احساس این را دارید که گویی موجود زنده ای را خلق کرده اید و اینجاست که عاشق کارتان میشوید، زمانیکه سازی را انتخاب می کنید و با آن نوای زیبایی را تولید میکنید، از درون قلب شما عاشقانه میرقصد آن زمان شما عاشق کارتان می شوید. بنابراین تا تن خودتان را به آب نزنید هرگز نمی توانید شنا یاد بگیرید.

 

چگونه متخصص شویم ؟

همیشه در حال یادگیری باشید و در مسیر مشخصی هم این یادگیری را ادامه دهید، کتاب های خوزه تخصصی خودتان را مطالعه کنید و حداقل روزی ۲ ساعت را به خواندن اختصاص دهید. این خواندن می تواند کتاب یا مقاله های اینترنتی مرتبط هم باشند.

 

آنچه را یاد میگیرید به مرحله آزمایش بگذارید تا زمانیکه آموخته های خودتان رادر دنیای واقعی امتخان نکنید هیچ وقت متخصص نخواهید شد، چالش هایی که برای شما در دنیای واقعی ایجاد میشود شما را به یک متخصص واقعی تبدیل می کند و حتی باعث میشود سبک شخصی خودتان را پیدا کنید.

 

یک متخصص باید سخنران خوبی باشد!

سخنران خوب بودن این نیست که شما باید لفظ قلم صحبت کنید، همینکه بر ترس خودتان از صحبت کردن در جمع غلبه کنید کافی است. یک متخصص باید بتواند تخصص را با برند شخصی خودش ترکیب کند و شنوندگان را تحت تاثیر قرار دهد، گاهی ممکن است به صورت مجازی و در قالب یک وبینار سخنرانی کنید، گاهی هم ممکن است از شما دعوت شود تا در جمعی سخنرانی کنید.

 

کلام آخر

تمام دنیا به ۲۰۰ سال پیش بازگشته است و به متخصص نیاز دارد، متخصص کیست : متخصص فردی است که در یک موضوع خاص مهارت دارد و می تواند شرایط مشتری خودش را آنالیز کند و برای رسیدن به هدف یا رفع مشکل راه کار مشخصی ارائه دهد، در ضمن تا وارد آب نشوید هرگز شنا کردن را یاد نخواهید گرفت.