شروعزمانیکه با یک کار یا مهارت جدید روبرو می شویم که می تواند تحولی در زندگیمان یا کسب و کارمان ایجاد کند، ابتدا بسیار شگفت زده می شویم و انرژی عجیبی هم پیدا می کنیم اما اتفاقی که می افتد پس از سه یا شش ماه هنوز کار خاصی نکردیم، آیا شما هم برای شروع کسب و کار اینترنتی یا کار جدیدتان در همین گرداب قرار گرفتید ؟

 

یک داستان

یکی از دوستان قدیمی من که اطلاع داشت کارم آموزش و مشاوره کسب و کار اینترنتی هست باهام تماس گرفت و گفت : محسن، میخوام یک سایت راه اندازی کنم و بتونم یک سری محصولات رو بفروشم تا درآمد خوبی داشته باشم، اما نمیدونم دقیقا باید از کجا شروع کنم ؟

 

قرار شد روز بعد همدیگه رو ببینیم و توی این حوزه بهش کمک کنم، خلاصه روز بعد این دوستم رو دیدم و کلی هم باهاش صحبت کرم، انرژی عجیبی پیدا کرده بود و می خواست همین فردا شروع کنه به راه اندازی کسب و کارش، بعد از یک هفته باهاش تماس گرفتم و پرسیدم چه خبر، کاری انجام دادی، کمک یا راهنمایی لازم نداری ؟

 

جواب داد : راستش این چند وقت سرم حسابی شلوغ بود و هنوز شروع نکردم اما حتما در اولین فرصت می خوام استارت بزنم، اما آیا باور می کنید که بعد از یک ماه هنوز کاری انجام نداده بود ؟!

 

این ماجرا برام جالب شده بود، بنابراین این بار خودم رفتم پیش این دوستم تا ببینم دلیل اصلی که شروع نمیکنه چی هست، اولش همون بهانه هایی که همگی ما تا حالا دربارش زیاد شنیدیم رو میگفت، مثل اینکه سرم شلوغ بوده، تمرکز نداشتم، وقت نکردم، خسته بودم، ایده جالبی دارم اما….

 

اما دلیل اصلی چی بود

دیدم اینجوری جواب اصلی رو نمیده و از حرکات بدنش (زبان بدن) کاملا معلوم بود نمیخواد اصل ماجرا رو بگه، بنابراین من رفتم سر اصل مطلب و بهش گفتم تو داری از شکست خوردن میترسی یا اینکه به نتیجه نرسی و خانواده تو رو سرزنش کنن (البته این دوستم متاهل بود درست مثل خودم)، تا این حرف رو زدم یک لحظه تعجب کرد و گفت : راستش…..

 

بله، دلیل اینکه این دوست من هنوز شروع نکرده بود فقط ترس از شکست یا سرزنش شدن بود نه چیز دیگه ای، تنها دلیلی که بسیاری از افراد هیچ گاه شروع نمی کنند ترس هست نه چیز دیگری، خلاصه اینکه من به این دوستم کمک کردم با ترسش روبرو بشه وگرنه هر انسان عاقلی میدونه که ترس از بین نمیره و ما فقط از ترس استفاده میکنیم تا موفق بشیم

 

چه جوری کمکش کردم

اول از همه گفتم با شریک زندگیش صحبت کنه، درباره کاری که می خواد شروع کنه و آینده این کار کاملا روشن و واضح باشه و قدم بعدی کاری کردم که وارد ترس هاش شد البته قدم به قدم، اول گفتم دامنه رو ثبت کنه و از اونجایی که ثبت دامنه کار سختی نبود به راحتی این کار رو انجام داد، بعدش نویت تهیه هاست و الی آخر، تا جایی که بعد از یک هفته سایت بالا اومده بود.

 

ترس دوست من هم کم شده بود دیگه شروع کرد به قرار دادن محصولات در وب سایتش، بعد از یک ماه که باهاش تماس گرفتم میشد گفت که با ترسش کنار اومده بود و داشت به کسب و کار اینترنتی خودش رسیدگی می کرد و به اندازه کافی براش وقت می گذاشت و بعد از چند وقت با من تماس گرفت و فقط میتونم بگم حسابی خوشحال بود.

 

کلام آخر

زمانیکه ماه ها تمرین کردید تا در رینگ با یک نفر دیگر مبارزه کنید، میدانم که ناگهان تمام تکنیک ها و تاکتیک هایی که برای مبارزه یاد گرفتید را فراموش می کنید و بدنتان برای هر گونه حرکتی سنگین می شود، اما به محض اینکه مربی شما را بارها به رینگ می برد و ضربات زیادی از حریف خودتان می خورید، ناگهان روح جنگجو شما هم بیدار می شود و مبارزه خواهید کرد.

 

در این لحظه ترس شما از بین نرفته است، بلکه شما با ترس خودتان روبرو شدید و حالا زمانی هست که شما می توانید از نیروی این ترس در جهت درست استفاده کنید، این را هم بدانید ترس یک امر کاملا عادی می باشد که در وجود هر انسانی وجود دارد، فقط برخی با آن روبرو می شوند و طعم پیروزی را می چشند.